استاتوس و طنز نوشته جدید ویژه اسفند 91 (سری پنجم)
-----------------------------------------------------
من یک معذرت خواهی به خودم بدهکارم....
واسه اینکه غرورمو شکستم...
احساساتی بودم....
انسان بودم......
---------------------------------------
همیشه چوب سوختنی نیست...
خوردنی هم هست!!!
ما گاهی اوقات چوب سادگیمون رو میخوریم...
----------------------------------------
اکنون اگرچه در کنارم نیستی ، اما به حجم تمام سکوتی که در قلبم گذاشتی ، دوستت دارم .
-----------------------------------------
هر وقت بابا يا مامانم ميان بالاي سر من فقط يه چيز ميبينن........
.
.
.
من با جديت تمام تو دسكتاپ هستم و دارم رفرش ميكنم!!!
---------------------------------
یه سوال فنی ؟؟؟؟؟
به نظرتون اگه مردان انجلس یه زن همراشون بود بازم میتونستن 300 سال با خیال تخت بخوابن ؟؟؟؟
نه واقعا میتونستن؟
---------------------------------
دوم راهنمایی بودم. یه عالمه تقلب نوشتم بردم سر امتحان،یکی از تقلبها رو
حوصله نداشتم بنویسم چسبوندم به برگه امتحانی جلوی سوالشم نوشتم:ضمیمه شده
ناگفته نماند ک همون سال اخراج شدم!
---------------------------------
یادش بخیر واقعا...
نزدیکای عید پیک بهاران رو که میگرفتیم با عجله می اومدیم خونه تو همون بهم ریختگی خونه تکونی حلش میکردیم.کیا یادشونه؟؟
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 16:40 توسط شهاب
|